خسرو

اول از همه ميلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

...................................................................................

نميدونم سال سوم يا چهارم دبيرستان بود يا شايدم دوم يه درسی تو کتاب ادبيات بود بنام خسرو اون جوری که يادمه يه عکسی تو اين درس بود که چندتا برگ سبز بود و يه پروانه روی اونا که بالش سوخته بود قضيه درسشم اين بود که راوی داستان تعريف ميکرد که دوستش که يه زمانی ورزشکار بوده و شيشکی حريفش نبوده خيلی هم با استعداد بوده ولی حالا معتاد شده و ادامه داستان و نتيجه گيری که نريم معتاد شيم کار بديه

آآآآآآآآآآآههههههههه (آه بلند) تا قبل از دوره راهنمايی بعد از ظهرا ميرفتم تو کوچه با بچه محلا بازی ميکردم که بعد از قبلی تو اسوه و بعدشم مفيد چون دير از مدرسه بر میگشتم اين کار قطع شد چه دورانی بود تو محلمون يه کشتی گير بود تو جوونيش چيزی نشد ولی از وقتی پيشکسوت شده هر سال ميره تو پيشکسوتا دنيا طلا ميگيره ايه بنده خدا هم خودش قشنگ بود هم خانومش (زهره مار فکر بد نکنيد) در نتيجه بچه هاشون که دوتا پسر بودن هم خوشگل بودن (البته اين يک قاعده کلی نيست) پسر بزرگش اسمش عادل بود هم سن من بود اون موقع ها با هم کل کشتی داشتيم تو چمنای باغچه باهم کشتی ميگرفتيم او چون باباش کشتی گير بود فنی تر بود ولی من از نظر هوش و زور ميچربيدم يادش بخير

ما که رفتيم اسوه و مفيد ديگه از بچه محلا دور شديم و دوستی به يه سلام عليک تبديل شد و بعدشم اون سلام عليک هم از بين رفت اين بنده خدا هم هر روز با تیپ ميديديم از بغل هم رد ميشديم و فقط به هم نگا ميکرديم و من به خودم ميگفتم اين چرا تیپش همچين شده؟ اين آخرا عشق گيتار پيدا کرده بود و تو محل گيتار ميزد در کل ميتونست موفق بشه هم از موسيقی هم از ورزش اما چند روز پيش فهميدم که معتاد شده هم خودش هم داداشش قبلش شنيده بودم که پدر و مادرش از هم جدا شدن خيلی حالم گرفته شد اون معتاد شده بود اونم با کراک !؟

داشتم تو ذهنم دنبال علتش ميگشتم تبليغات تلويزيون و اون درس کتاب ادبيات و خيلی چيزای ديگه که به جوونا ميگه اعتياد بده از جلوی چشممام رژه ميرفتن

ولی بازم او دوتا داداش رو که الان معتاد بودن با صورت زيباشون جلوی خودم ميديدم و تو دلم به ننه باباشون فحش ميدادم که شما که جنبه زندگی کردن رو نداريد چرا بچه دار ميشد و نتيجش اين ميشه که الان دوتا انسان رو بدبخت کردين و جامعه رو

اون دوتا الان معتادن و ميگن کراک خيلی زود آدمو ميکشه و احتمالا تا چند وقت ديگه اونا رو هم از پا ميندازه

يه داستان عين همون درس ادبيات ولی واقعی

....................................................................

آقا امروز يه صحنه ديدم برق از سه فازم پريد تو اتوبوس شرکت واحد بودم اتوبوس ما از بغل يه اتوبوس بخش خصوصی رد شد ديدم همه زنن يه کم بعد ديدم رانندشم زنه کف کردم فکر کردم بعد از تاکسی نسوان حالا نوبت اتوبوس نسوانه داشتم فکر ميکردم که اين کار درسته يانه که اتوبوسه کاملا از ما جلو زد ديدم بعلللله اتوبوسه ويژه نسوان نيست معموليه فقط رانندش زنه و چون راننده زنه آقايونو فرستادن ته اتوبوس و خانوما رو آوردن جلو ببين چه شود ما که منکر ارزشها و تواناييای خانوما نيستيم ولی اين جوريش ديگه تو کتمون نميره ديگه اگه يکی به راننده فحش بده يه کتک حسابی به خاطر توهين به ناموس مردم ميخوره - کلی سطح ادب تو جامه ميره بالا- البته فکر کنم کم کم همه راننده های مرد رو اخراج کنن از خانوما استفاده کنن!!!!

..............................................................................

راستی چرا ما انقده نامرديم؟؟؟

يا حق

/ 3 نظر / 11 بازدید
آرش طباطبائي

سلام فکر کن ... راننده زن با 4 تا از فحشهای قشنگ و آبدار ... چه حالی میده ... یا سیگار ... ساندیچ تخم مرغ!...

كاظم

اگه اون بنده خدا بميره، مقصر تويي... تقصيره اون چي بوده كه نتونسته بره مدرسه خوب؟ بايد باهاش رفاقت مي كردي... دلقك

ميرهادي

حاجي باز اعتكاف شد!