نيايش

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دو سه هفته پيش يکی از رفقا به صورت کاملا اتفاقی يه فايلی رو برام ريخت رو موبايلم، يکی از کليپهای راديو جوان بود از اونايی که قبل از اذان پخش ميکنه بعضياش واقعا زيباست، کاش صدا و سيمای ما يه کمی به جای اين سريالايه مسخره و سر کاری تو اين زمينه ها بيشتر فعاليت ميکرد

واقعا کليپ زيبايی بود خودتون ببينيد:

(برای دريافت فايلش هم اينجا کليک کنيد)

چه جوری رو ميشه اين شعر سهراب و يا هر کس ديگه رو بخونم و بگم که: و خدايی که در اين نزديکيست، من که نمی فهمم چی ميگه،،، خدايا ما رو يه نمازی عنايت کن که خودش مستوجب توبه نباشه، عبد الحقير المسکين ... مولای يا مولا مولای يا مولای انت المولی و انا ال... انت المالک و انا المملوک و هل يرحم المملوک الا المالک، خدايا کوچيکتم، وقتی بنده بر می گرده خدا شوقش رو برای دريافت اون بنده به گونه ای وصف ميکنه که هر آيينه اگه شما ميفهميدين بند بندتون از هم جدا ميشد.

صدای اذان مثل يه فرصته، مثل... يه فرصت طلايي، طلايی... طلايی مثله... گنبد طلا، گنبد طلا... که هر ظهر با نگاه کردن بهش انگار دوباره فرصت زنده بودن رو پيدا ميکنم، فرصت نفس کشيدن، فرصت زندگی کردن

من وقتی ميخوام الانو بگم: و خدايی که در اين نزديکيست اول بايد يه کمی برگردم به خودم، مرد حسابی چن ساله خدا رو نزديک نديدي، چی داری ميگي، باشه با حساب کتاب خدا همه چی حله اصلا حلللله اصلا باشه دم تو گرم، اصلا تو بهشت، اين ماله تو، بيا، برو حال کن، ولی حال خوب حساب کتاب خودته ...

.

.

.

 خيلی نامردي، خيييييييیلی بی معرفتي، چند سال اصلا نفهميدي، و خدايی که در اين نزديکيست، اگه جديتر باشه اين نيست که تو چشمش نيگا کردي، هر کاری که دوس نداشته کردي، فهميدی خدا داره نگات ميکنه با توئه هستش کنارته پيشته از رگ گردنت نزديکتره همه اينا رو ميدونستی بعد تو چشاش زل زدي، هر کاری دلت خواسته کردي، خيلی نامردي، خيييييييييیلی نامردی

جهنم ديگه اونو صدا ميزنه، کشون کشون دارن ميبرنش ديگه آخرين لحظه ها برميگرده پش سرشو نيگا ميکنه، هنوز اميدواره که خدا بخشدش، برميگرده پش سرشو نيگا ميکنه، خدا ميگه برش گردونيد اين اميدواره هنوز، اين اميدواره هنوز

تا من بديدم رو ی تو ای ماه و شمع روشنم 

 هر جا نشينم خرمم هر جاروم در گلشنم

من آفتاب انورم خوش پرده ها را بر درم 

 من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم

در ياب ما را که به سوی تو آمده ايم

وهنگامی که بندگان من از تو در باره من سوال ميکنند بگو من نزديکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا ميخواند ميشنوم

اگر درها به رويت بسته شد دل برمکن باز آی

دراين خانه دق الباب کن وا کردنش با من

يا اول الاولين و يا آخر الآخرين

يا اول الاولين و يا آخر الآخرين

.............................................................................

چرا اينا تو ما (من) اثر نداره چرا اينقدر سنگ دل شديم

...

يا علی

/ 5 نظر / 13 بازدید
ميرهادي

خودت جان مطلب رو اون بالا گذاشتي: امان از لحظه غفلت كه شاهدم هستي..

کاظم

يادت باشه فايلش رو ازت بگيرم

At

پست قبلی ام اين شعر بود و آهنگش! نمی دونستم اپيدم ی شده!

اوا

پس چرا من هرچی در می زنم کسی باز نمی کند؟شايد خدا نزدين من نيست و شايد اين گفته ها درباره ی من صدق نمی کند. به او اميد داشتم اما نشد.

رضا

خيلي نامرديم...