امروز سوم صفره<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ولادت امام محمد باقر

بیش از دو هفته و کمتر از سه هفته مونده تا اربعین ، وچه زود گذشت

چه زود گذشت

چه زود گذشت از آزادی حر، از دلاوری عباس، از غم از دست دادن اکبر، از حبیب، از بوی امام حسین که همه شهر رو پر کرده بود

الان کاروان اسرا باید نزدیک شام باشه. همه میگن خیلی بهشون سخت گذشته، مخصوصا به خانم زینب، زینبی که دیگه همه کسش رو ازدست داده، فرزندانش، برادر زادهاش ( میگن عمه خیلی برادرزادش رو دوست داره )، برادراش ،میگن خواهر خیلی برادرش رو دوست داره )، حسینش (میگن زینب عاشق حسین بود )

دیگه از کاروان و بچه ها و کاخ یزید و خیزران چیزی نمیگم

میگن صفاتی که تو آدما هست رو خدا به صورت کاملش رو داره مثلا مهربونه، بخشندس، کریمه، و ان تا صفت دیگه

حتما خدا ناراحت هم میشه ، غمگین هم میشه

همه از زینب میگن

یه سخنی از امام سجاد(ع) هست که چون به ژیگول بازیمون میخوره همه مغازه های میدون انقلاب هم دارنش " خدایا ، من در کلبه ............ " حیف بعضی از صحبتها که قاطی روزمرگی ما میشه

خلاصه یاد این حرف افتادم، نه که بخوام ارزش کار حضرت زینب رو کم کنم (که من پوچ حقیر کیم که بخوام این اجازه رو به خودم بدم) و همه میدانند که کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود، حرفم اینه زینب خدا رو داشت هر چی بلا رسید باز هم خدا بود ، به قول دکتر شریعتی " خدایا اگر تنهاترین تنهاها شوم باز هم تو را دارم تو جانشین تمامی نداشتنهای من هستی" آره زینب خیلی سختی کشید ولی تو همه این سختیها خدا یار و یاورش بود ولی

ولی می خوام بدونم خود خدا تو اون لحظات چه کار میکرد توی اون لحظات که اون کارا رو با حسینش با اهل بیت پیامبرش میکردن خدا چه کار میکرد، دوست داشت زود تر آسمون و زمینش رو به هم برسونه، دوست داشت با قدرتش همشونو نابود کنه؟

بذار راحتتر بگم، خدایا چیکار میکردی وقتی امام حسین می خواست به سمت کربلا حرکت کنه نمی خواستی بگی نرو، نرو من این بنده هام رو میشناسم اینا خیلی نامردن ، خدایا چیکار میکردی وقتی رو به سوی کعبه داشت دعای عرفه میخوند نمی خواستی بغلش کنی ببوسیش فریاد بزنی دوست دارم، خدایا چیکار میکردی وقتی به کربلا رسید، خدایا چیکار میکردی شب تاسوعا، خدایا چیکار میکردی شب عاشورا وقتی زینب بی قراری میکرد، خدایا عاشورا چیکار میکردی، وقتی دستهای عباست رو زدن چیکار میکردی، داغ اصغر رو چطوری تحمل کردی شاید خونش رو به عنوان مرهم زخمهات پیش خودت نگه داشتی، خدایا چیکار میکردی وقتی صدای غریب مادر از تو گودال بلند شد، خدایا چیکار میکردی وقتی به خیمه ها حمله کردن

اصلا دوست داشتی اون موقع خدا نبودی ، دوست داشتی تو هم آدم بودی و به ندای هل من ناصر حسین پاسخ میدادی،دوست داشتی مثل ما بشینی برای حسین گریه کنی

چه صبری داری خدا ، تو که مثل ما خدا نداری صبرت بده، چه جوری تحمل میکنی، شاید قائمت رو برای همین نگه داشتی، نگه داشتی تا همه انتقامهاتو با هم بگیری

نمی دونم نمی دونم

فقط خودت میتونی انتقام خون حسین رو بگیری

خدا جون هر چه زود تر امام زمانمون رو برسون

خدا جون ما رو از شر گناه های آخرالزمان دور نگه دار.

 

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
روح الله

بنام خدا... سلام علیکم..... خیلی زیبا نوشته بودید... احسنت... به راستی در مورد ظهور اینها رو شنیدید؟؟؟!!... در بسيارى از رواياتى كه از پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) نقل شده، اين نكته مورد تاكيد قرارگرفته كه ظهور نيز مانند قيامت، ناگهانى وغير منتظره فرا مى رسد وزمان آن را هيچ كس جز خداوند نمى داند. از جمله در روايتى كه امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم (ص) نقل مي كند، چنين آمده است: به پيامبر(ص) عرض شد: اى رسول خدا آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مي كندآن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است (1) امام باقر(ع) نيز درتفسير آيه شريفه (هل ينظرون إلا الساعةَ أَن تَاتيِهم بغته وهم لا يشعرون(2) مى فرمايد: مراد از ساعت، ساعت قيام قائم (ع)است گه ناگهان بر ايشان مى آيد. حضرت مهدى (ع) نيز در نامه خود به شيخ مفيد مى نويسد:.. فَإن امرنا بغتة فجاة(3) فرمان ما به طور ناگهانى فرا مى رسد. ا1.كمال الدين ج 2ص372 ...... 2.سوره زخرف 66 ........ 3.بحارالانوار ج24ص 164. ........... در آخر از حضور سبزتان تشکر میکنم.. التماس دعا.... یا مهدی فاطمه