بند ۱۱و۱۲

يازدهم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

از شرق نيزه، مهر درخشان بر آمده ست

 

وز حلق تشنه، سوره ي قرآن بر آمده ست

 

موج تنور پيرزني نيست اين خروش

 

طوفاني از سماع شهيدان بر آمده ست

 

اين كاروان تشنه، ز هر جا گذشته است

 

صد جويبار، چشمه ي حيوان بر آمده ست

 

باور نمي كني اگر از خيزران بپرس

 

كآيات نور، از لب و دندان بر آمده ست

 

انگشت ما گواه شهادت كه روز مرگ

 

انگشتري ز دست شهيدان در آمده ست

 

راه حجاز مي گذرد از دل عراق

 

از دشت نيزه، خار مغيلان بر آمده ست

 

چون شب رسيد، سر به بيابان گذاشتيم

 

جان را كنار شام غريبان گذاشتيم

 

 

بند دوازدهم

 

گودال قتلگاه، پر از بوي سيب بود

 

تنها تر از مسيح، كسي بر صليب بود

 

سرها رسيد از پي هم، مثل سيب سرخ

 

اول سري كه رفت به كوفه، حبيب بود!

 

مولا نوشته بود : بيا اي حبيب ما

 

تنها همين، چقدر پيامش غريب بود

 

مولا نوشته بود : بيا، دير مي شود

 

آخر حبيب را ز شهادت نصيب بود

 

مكتوب مي رسيد فراوان، ولي دريغ

 

خطش تمام، كوفي و مهرش فريب بود

 

اما حبيب، رنگ خدا داشت نامه اش

 

اما حبيب، جوهرش « امن يجيب» بود

 

يك دشت، سيب سرخ، به چيدن رسيده بود

 

باغ شهادتش، به رسيدن رسيده بود

                                                                                  عايرضا قزوه

/ 2 نظر / 16 بازدید
سارا

سلام...آغاز ماه محرم...ماه عزای عزيز زهرا(س)را تسليت عرض ميکنم...التماس دعا....يا حسين!!

رضوان

گودال قتلگاه، پر از بوي سيب بود////تنها تر از مسيح، كسي بر صليب بود ...... سلام و ارادت . تو این ماه ما رو از دعای خیر محروم نکنید . در مورد وبلاگم اگه کمی صبر می کردید و می ذاشتید کل صفحه باز بشه اونوقت چشتون اذیت نمی شد . /////// زیر اون نوشته های زرد رنگ یه بک گراند وجود داره که دیر بالا میاد . /// گر صبر کنی اونم بالا میاد و چشاتون اذیت نمیشه . اما به هر حال من عذر میخوام . حالا دوباره بیایید و ببینید که همینی که میگم هست یا نه ؟